شکر گزاری یعنی تشکر کردن از صمیم قلب . وقتی چنین می کنید ، انرژی از قلبتان جریان می یابد و باعث فعال سازی بعضی از پاسخ ها می شود ، چه از جانب مردم و چه از جانب کائنات . اگر به جای شکرگزاری ، چاپلوسی کنید یا احساستان این باشد که مجبورید سپاسگزار باشید ، آن گاه گفته ها و افکارتان ، همان پاسخ را به سویتان جذب نمی کند .
خانمی برایم تعریف می کرد که هیچ گاه نتوانسته بود رابطه ی خوبی با دخترش ماریا داشته باشد و همیشه از او خشمگین بود . بدتر از آن ، وضع مالی دخترش هم چندان خوب نبود . از آنجا که قرار بود کریسمس را به او بگذراند ، می دانست که تعطیلات سخت و کسل کننده ای در پیش دارد . با وجود این ، وقتی صبح کریسمس وارد خانه دخترش شد ماریا بسیار گرم و صمیمی به او خوشامد گفت و نامه ای به او داد تا بخواند . نامه ای مفصل بود و دخترش اطراف اتاق را هم به زیبایی تزئین کرده بود تا فضا ، تداعی کننده ی جشن و شادی باشد . دخترش گفت تا او نامه را بخواند برایش فنجانی قهوه آماده خواهد کرد .
مادر در حالی که کمی نگران بود ، نشست . ابتدا تعجب کرده بود ولی به تدریج تعجب او تبدیل به حسی آکنده از لذت و شعف شد . دخترش نامه ای تشکر آمیز نوشته بود و بابت همه ی زحماتی که او تا آن زمان برایش کشیده بود قدردانی کرده بود . نامه پر بود از ماجراها و خاطراتی از دوران کودکی اش .
مادرش به من گفت : " نمی توانم احساسی را که با خواندن نامه به من دست داد توصیف کنم . انگار قلبم داشت از جا کنده می شد . چقدر احساس عشق و قدردانی می کردم . نامه ی او برایم از همه ی هدایای دنیا ارزشمندتر بود . برای اولین بار یکدیگر را در آغوش کشیدیم و راجع به خیلی چیزها حرف زدیم . وقتی به خانه برگشتم حس کردم به قدری دخترم را دوست دارم که می خواهم هدیه ای به او بدهم . به حساب اندوخته ی بانکی ام نگاه کردم و احساس شرمندگی کردم . او چه بحران هایی را از سر گذرانده بود و من هرگز نخواسته بودم کمکی به او بکنم . چکی با مبلغی قابل توجه برایش نوشتم و همراه با عشق برایش ارسال کردم . "
وقتی از کسی به سبب کاری که برای تان انجام داده بسیار سپاسگزار باشید ، آن شخص انرژی قدردانی شما را احساس می کند و این ، چنان مشعوفش می کند که می خواهد بیشتر به شما بدهد . وقتی به شکرانه ی دریافت برکات و موهبت هایتان ، از صمیم قلب شکر گزاری می کنید ، انرژی الهی از سر عشق به شما پاسخ می دهد و برای تان حتی برکات بیشتری می فرستد .
شکر گزاری از صمیم قلب ، کلید فراوانی است و قفل گنج ها و منابع عظیم کائنات را به رویتان می گشاید .
قضاوت و انتقاد ، شما را در جهنم فرو می گذارد . این دو کار ، نقطه ی مقابل تشکر و قدردانی است . اگر شخصی تاکنون ده کار کثیف در حقتان انجام داده است ، بسیار احتمال دارد که او را مورد انتقاد و قضاوت قرار دهید . احساس خشم خواهید کرد . اعصابتان به هم می ریزد . سرتان درد می گیرد . این یعنی جهنم به سوی بهشت وجود دارد . سرشار از محبت شوید و به خاطر بیاورید که او حتماً آدم رنج کشیده ای است . اشخاص شاد و خوشبخت دست به کارهای کثیف و زننده نمی زنند . سعی کنید حتی یک خوبی در او بیابید یا یک کار خوبی را که تاکنون در حق شما انجام داده به خاطر بیاورید . بر قدردانی از کارش یا سپاسگزاری از او ، تمرکز کنید . شاید نگرش او نسبت به شما تغییر کند ؛ شاید هم تغییر نکند ، ولی شما دوباره احساس خوبی خواهید داشت . این یعنی بهشت .
در هندوستان ، زنی هست که پیروانی دارد . او را مادری می شناسند که همه را در آغوش می کشد چون با در آغوش کشیدن ، برکتی الهی و عشقی عمیق را به هر کس که نزدش می رود هدیه می کند . او در عمق چشمانتان می نگرد و عباراتی سرشار از مهر زمزمه می کند .
عشق الهی از او به اعماق قلبتان می ریزد . او روشن بین است و سراسر ، عشق و گذشت را انعکاس می دهد . باید صادقانه بگویم هرگز چیزی شبیه عشق مقاومت ناپذیر او را در زندگی ام مشاهده نکرده بودم ، عشقی که در طی افاضه اش در من ریخت . از آنجا که او شخصی روشن بینی است زندگی اش را وقف افاضه ی رحمت به انسان ها کرده و کمک می کند آلام و رنج های انسان ها تسکین یابند .
دوره ی کودکی اش به وضوح وحشت آور بوده است . در خانواده ای بزرگ ، دختری ناخواسته بود . بدتر از همه پوستش تیره تر از پدر و مادر و خواهران و برادرانش بود ، به همین دلیل مایه ی ننگ خانواده اش شمرده می شد . به علاوه ی همه ی اینها ، مادرش تنفری دائمی از زمان تولدش داشت و زمانی که قربانی کینه جویی های نفرت آمیز برادر بزرگ ترش می شد ، هیچ حمایتی از او نمی کرد . او کلفت خانواده اش بود ؛ از همه دیرتر به رختخواب می رفت و برای انجام کارهای مشقت بار روزانه از همه زودتر از خواب بیدار می شد .
او پیوسته تحت ضرب و شتم و اهانت های اعضای خانواده اش قرار می گرفت ، نه تنها از جانب برادر بزرگ ترش بلکه از جانب دوستان و پدر و مادرش . با همه ی اینها ، در طی دوران کودکی اش عبادت پروردگار را از یاد نبرد . او خدا را در همه چیز می دید و پیوسته معبود را فرا می خواند تا به سویش بیاید .
یک روز به اذن پروردگار او به موجودی روشن بین تبدیل شد که بر همه چیز احاطه دارد و واقف است و در همه جا حضور دارد .
از یکی از مریدانش سوال کردم او اکنون نسبت به پدر و مادرش چه احساسی دارد ؟ او پاسخ داد ، او آن دو را بزرگ ترین استادان روحانی خودش می داند . آنها در مناسبت ها در سمت راست او می نشینند . او می گوید بدون آن مصائب و چالش هایی که پدر و مادرش در کودکی به او تحمیل کردند او هرگز نمی توانست روشن بین شود . او تا ابد از آنها سپاسگزار است . در درمان های فردی و گروه های پرورشی ، شرکت کنندگان همیشه از مشکلات دوران کودکی شان می گویند . همیشه تمایل دارند بر جنبه های منفی پدر و مادرشان تمرکز کنند . در روند شفابخشی ، البته جایی هم برای این کار هست ، ولی قدردانی و تشکر نیز شفابخش است .
به خوبی یکی از گروه هایی را که سرپرستی می کردم به خاطر دارم . پس از گذراندن جلسه ای نسبتاً سنگین ، از شرکت کنندگان خواستم درباره ی کارهای مثبتی فکر کنند که پدر و مادرشان برای شان انجام داده اند . برای یک لحظه سکوتی عمیق همه را به درون خاطرات گذشته برد و مسیر فکرشان را تغییر داد . سپس کسی گفت : " مادرم همیشه در سالروز تولدم برایم کیک های خوشمزه می پخت . "
دیگری گفت : " مادر من هم همین طور ." و دیگری در تصدیق او گفت : " بله ، من این را فراموش کرده بودم ."
" پدرم عادت داشت مرا روزهای یکشنبه به ماهیگیری ببرد . "
" هی ، پدرم با من فوتبال بازی میکرد و از ته دل مرا تشویق می کرد . "
" پدر من هم همین طور ." چند نفر هم این موضوع را تصدیق کردند . "
" مادر من برایم لباس های زیبا می دوخت . "
اظهار نظرها به همین ترتیب پیش رفت . از سنگینی فضا کاسته شده بود و ناگهان انرژی نورانی زیبا و خیره کننده وارد اتاق شد .
در طی هفته بعد ، تقریباً همه هم صدا بودند که حسی شادتر ، مثبت تر و بسیار سالم تری داشتند . دلشان می خواست به یاد آوری آن خاطرات خوش ادامه دهند و سپاسگزارش باشند . پس از این مرحله ، هر هفته مرحله ی قدردانی و شکرگزاری را هم به این یاد آوری ها افزودیم . اعضای دوره بعدها خبر دادند که پدر و مادرشان که اکنون بسیاری از آنها سالمند بودند ، بسیار مهربان تر از پیش شده بودند و بدین ترتیب تصدیق و محبت آنها را که عمری در جستجویش بودند به دست آوردند .
قدردانی ، مانند وزش بادی است که می تواند کوچک ترین شعله را به آتشی بزرگ تبدیل کند .
زمانی که حتی از کوچک ترین چیز ، در یک نفر یا در یک وضعیت ، قدردانی می کنید ، آن چیز رشد می کند . به محض قدردانی از مطلبی یا سپاسگزار بودن از آن ، بر ان مطلب تمرکز می کنید و بنابراین طبق قانون توجه ، آن مطلب فزونی می یابد و چند برابر می شود .
دانش آموزی از پس تکالیفش بر نمی آمد و بداخلاق و درون گرا شده بود . طبیعی بود که گوشه گیر شود . معلمانش او را با الفاظ تنبل ، گستاخ ، و مهارنشدنی سرزنش می کردند . او تحت این همه قضاوت ، سرزنش و محکومیت ، خرد شده بود . خدا را شکر معلم جدیدی وارد کلاسشان شد که از قانون قدردانی و تشکر سر در می آورد . او خودش را وقف این کرده بود که در او و کارش جنبه ی مثبتی کشف کند . کار بسیار مشکلی بود ولی اگر می شد حسنی را در او پیدا کند حتماً این کار را می کرد ؛ مهم نبود چقدر کوچک و پیش پا افتاده باشد .
به تدریج ، سرکشی کودک کم رنگ شد چون احساس امنیت بیشتری می کرد . معلم متوجه شد که او عاشق گل و گیاه است . دانش آموزان کلاس چند گلدان کوچک درست کردند و جلوی پنجره گذاشتند و معلم او را مسئول نگهداری آن گل ها کرد . در ضمن ، به دلیل همکاری اش در کلاس از او ستایش ، تشکر و قدردانی می شد . او یک بار دیگر شکفت و یاد گرفت لبخند بزند .
قضاوت و عجیب جویی ، گل ها را از رشد باز می دارد و آنها را از بین می برد . تشکر ، درخشش آفتابی است که باعث می شود گلبرگ ها شکوفا شوند .
وقتی دریابیم که چالش ها به این دلیل به سویمان گسیل می شوند تا به ما در رشدمان کمک کنند ، آن گاه نگرشمان نسبت به ان مشکلات تغییر می کند .
در درون هر وضعیت دشوار و چالش برانگیزی ، هدیه ی یک درس نهفته است . وظیفه ی ما این است که آن درس را یاد بگیریم و از آنچه به ما آموخته قدردانی کنیم .
اگر می خواهید زندگی شادتر ، سالم تر و با برکت تری داشته باشید ، برای خودتان یک دفترچه ی شکر گزاری درست کنید . هر روز مطالبی را که بابت آنها شاکر هستید بنویسید . آن گاه دائماً به جستجوی خوبی هایی خواهید بود که در آن ثبت کنید . خود به خود مثبت تر و قدردان تر خواهید شد . شب ها قبل از خواب بین خاکسترهای روز بگردید و قطعات طلا را در آن بیابید . بابت آنها شکر گزار باشید .
نگرش هایی که قانون شکرگزاری را فعال می کنند :
- مثبت و قدردان باشید .
- برکات و موهبت هایتان را بشمارید .
- سرخوش باشید . وقتی شادمانانه می درخشید ، قدردان آنچه دارید هستید .
- همیشه صفات خوب هر کس را در نظر بیاورید .
- در هر وضعیت و در هر مواجهه ای ، بر خوبی های آن متمرکز کنید .
- بی دریغ ستایش کنید .
- عبارت " متشکرم " را خالصانه به زبان بیاورید .
- دوست داشتنی ، علاقه مند و مهربان باشید .
- عظمت خود را دریابید .
- قدر زندگی را بدانید و شاد باشید .
شکر گزاری ، برکاتی فراتر از تصور برای تان به ارمغان می آورد .
برکاتتان را بشمارید و تماشا کنید چگونه مضاعف می شوند .
منبع: کتاب قانون روحانی ٬دایانا کوپر٬